|
|
|
|
|
بازآمديم باز آمديم باشيوه ناز آمديم بنشين و خوش بنشين و خوش چون محرم راز آمديم باور بفرماييد اگر ما مي دانستيم اينقدر در ميان همكاران محبوبيت داريم لاجرم يكي از ميان خود را به مديريت شركت بر مي گزيديم اما صد حيف كه طرفداران ما را مستضعفين تشكيل داده و طبقه مسئولين سايه ما را با تير غضب نوازش مي نمايند. حال كه اصرار شما عزيزان بر عدم واگذاري وبلاگ، ما را در اين كار مصمم نمود بدين وسيله شروع بكار مجدد خود را اعلام نموده و در ضمن از شما عزيزان چه آنهايي كه پيام خصوصي ارسال نمودند و چه آنها كه با ارسال ايميل از ما حمايت نمودند نهايت تشكر و قدرداني را داريم. جهت پاره اي از مسائل آدرس وبلاگ را به آدرس زير تغيير مي دهيم كه اميدواريم به بزرگواري خود بر ما ببخشيد: |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387ساعت 13:52 توسط سفیر حقیقت
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا در اين مدتي كه در خدمت شما سروران ارجمند نبوديم حرف و حديثهاي بسياري را از گوشه و كنار مي شنيديم. عده اي معتقد بودند كه يحتمل هويت گروه تحريريه برملا شده، گروهي معتقد بودند كه خسته شده ايم، گروهي اعتقاد بر اين داشتند كه .... اما يكي از مهمترين مواردي كه در اين ميان از طريق ارسال ايميلهاي فراوان مطرح شد بحث واگذاري امتياز وبلاگ به ديگران مي باشد. افراد زيادي، برخي با نامهاي حقيقي و برخي با نام هاي مستعار خواهان ادامه طريق شده اند. جلسه اي در اين خصوص ميان هيات تحريريه برگزار گرديد و چون نتيجه واحدي حاصل نگشت تصميم بر آن شد كه تصميم نهايي بر عهده شما همكاران عزيز باشد. خواهشمند است در اين باره نظرات خود را براي ما بفرستيد كه آيا شما با واگذاري اين وبلاگ به غير موافق هستيد يا خير؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 28 دی1387ساعت 8:45 توسط سفیر حقیقت
|
||
|
|
|
|
|
درگذشت برادر بزرگوار جناب آقاي جليلي را به ايشان و خانواده محترم تسليت عرض نموده و از درگاه خداوند منان براي آن مرحوم علو درجات و براي بازماندگان صبر جميل را خواستاريم! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت 23:28 توسط سفیر حقیقت
|
||
|
|
|
|
|
در اين روزهاي سرد زمستاني كه نويد دهنده روزهاي سخت و سرد براي مجموعه شركت گاز و علي الخصوص پرسنل زحمت كش بهره برداري مي باشد هيچ سخني به اندازه سخن از البسه گرم زمستاني خوش تر نمي نمايد. با خبر شديم كه به دستور مديريت محترم عامل دو نوع كاپشن جهت پرسنل رسمي خريداري شده يكي به قيمت 55 هزار تومان و ديگري به قيمت 18هزار تومان! زماني كه دليل اين تصميم را جويا شديم فهميديم كه تحقيقات جامعي در زمينه انتخاب كاپشن انجام شده و در حقيقت خريد كاپشن كه چه عرض شود گوني هاي 18هزار توماني نوعي بنچ ماركينگ از استان دوست و برادر،مركزي!، است. در نگاه اول در دل خدا را شكر كرديم كه لااقل مديريت محترم از جنوب تشريف نياورده اند والا به طور حتم دستور خريد دشداشه مي دادند! و اما بعد: چند سوال به صورت ناخودآگاه در ذهن اين حقيران نقش بسته كه ناگزير به پرسش مي باشيم: · الگو برداري از تجربه هاي موفق در مكانهاي ديگر و استفاده از آنها شرط درايت بوده و هيچ انسان صاحب انصاف و منطقي منكر آن نمي باشد. حال كه اين مهم توسط حضرت عالي آغاز گرديده خواهشمنديم تا در باب مقوله هاي زير نيز اقداماتي صورت پذيرد:
· آيا تصور مي شود در حاليكه قيمت يك ژاكت 30هزار تومان است يك كاپشن 18 هزار توماني مي تواند بهره بردار نگون بخت را از گزند سرما حفظ نمايد؟ · آيا انتخاب اين نوع از كاپشن توهين مستقيم به شخصيت افراد نبوده و چگونه در حاليكه سيستم بدينگونه با نامهرباني با نيروي انساني خود رفتار مي نمايد انتظار وفاداري و خدمت صادقانه از نفرات مي رود؟ · اختصاص اين كاپشنها بر اساس چه اصولي بوده است و چرا نفراتي كه انتظار مي رود تا در بدترين شرايط آب و هوايي قرار بگيرند از حق خود محروم گشته اند؟ آيا در پاسي از شب، زماني كه همه در خواب هستند اين نيروي بهره برداري نيست كه بايد در شرايط سخت آب و هوايي قرار گيرد و اين تصميم آيا بي اعتنايي سيستم به سلامت افراد نمي باشد؟ · انتظار مي رفت كه مسئول محترم HSE رسالت اصلي خود را فراموش ننموده و در مقابل اين تصميم قدري پافشاري مي نمودند! و همچنين سرپرست محترم بهره برداري از حقوق حقه پرسنل خود دفاع مي نمود و نمي گذاشت تا اينچنين سلامت پرسنلش به خطر بيافتد. · مگر بودجه سرانه براي البسه زمستاني 70 هزار تومان نمي باشد؟ پس چرا به صورت برابر اين بودجه تقسيم نشد؟ · آيا شما به عنوان مديريت مجموعه كه همه ما را چونان فرزندان خود مي دانيد حاضريد كه فرزند خود در دماي 13- درجه سانتيگراد با چنين پوششي در بيرون از منزل به سر ببرد؟ · كارشناس واحد قراردادها كه انتظار مي رود تا در هر لحظه مورد نياز بر سر پروژه ها حاضر باشد چگونه كاپشني را بپوشد كه هياتش را به مانند نظافتچيان نيروگاه هسته اي مي كند؟ و با پيمانكاري كه مسئول انجام پروژه هاي ميلياردي است روبرو شود؟ * در خصوص واحد HSE اين توضيح لازم مي نمايد كه به مانند تمامي واحدهاي موجود در شركت انتقاداتي به وضعيت آن وارد مي باشد كه تنها به علت اهميت بالاي آن و ارتباط وظايف اين واحد با سلامتي نيروي انساني است كه مورد توجه ويژه قرار گرفته و بيشتر در مورد آن گفته مي شود. با اين وجود رعايت انصاف نموده و بيان ميداريم كه روند عملكرد اين واحد رو به جلو بوده و اميد است كه به همين صورت ادامه پيدا كند! هنوز دوستان فراموش ننموده اند روزگاري كه وظايف مربوط به اين واحد نوپا در اختيار واحد ايمني و بازرسي فني بود و براي دريافت يك جفت كفش ايمني ابتدا يك ساعتي در بازي "بغلي بگير! چيو بگيرم؟" شركت مي نمودي! سپس بايستي انگيزه خود را از درخواست خود به صورت كتبي شرح مي دادي و بعد از آن حسن نيت خود را ثابت مي نمودي و پيشينه خانوادگي خود را به صورت مبسوط بيان مي كردي تا MIV شما امضا شود! توضيح دوم در خصوص سوالاتي كه در مقام مقايسه ميان استانهاي كرمانشاه و مركزي بيان گرديد: بر همه معلوم است كه مسبب شرايط كنوني، مديريت هاي اشتباه گذشته مي باشد و هيچ عقل سليمي مديريت محترم عامل را در باره وضعيت موجود مقصر نمي داند و همه شاهد تلاش بسيار زياد ايشان در جهت حل ريشه اي برخي از مشكلات هستيم و به تمامي محدوديتها و دشواريهاي راه نيز آگاه مي باشيم و هدف از بيان آنها معطوف داشتن توجه ويژه مديريت محترم بر روي اين نواقص است. در پايان اعلام ميداريم كه مطلب فوق آخرين مطلبي بود كه از جانب اين حقيران نگاشته شده و بدينوسيله از تمامي عزيزاني كه به هر طريق نامي از آنها آورده شده تفقد نموده و با قاطعيت اعلام مي داريم كه هدف چيزي جز بالندگي و شكوفايي بيشتر مجموعه نبود كه به حمدالله برخي از اين اهداف نيز محقق گشت. به اميد ديدار! هيات تحريريه وبلاگ شركت گاز استان كرمانشاه! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت 23:26 توسط سفیر حقیقت
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روز پيش ايميلي از فردي به دست ما رسيد،متن ميل به نكات زير اشاره داشت كه جهت سهولت در انتقال، آن را از زبان خود بازگو مي كنيم: چند روز پيش در محفلي از دوستان قديم بوديم و متوجه شديم كه در گوشه مجلس برگه اي دست به دست مي شود و دست بر قضا هر فردي كه برگه به دست او مي رسد زير چشمي نگاهي روانه ما مي كند. اين عمل تكرار شد تا برگه به دست من رسيد. با ديدنش آه از نهادمان بر آمد و جدي نموديم تا گريبان چاك كنيم كه ياران و مريدان دست ما بگرفتند و ما را از اين عمل مانع شدند. اينچنين بود كه اين دوست عزيز تصميم گرفته بود اين مطلب را براي ما ارسال نمايد. عكس زير گوياي تمامي مسئله مي باشد:
و اگر عكس باز نشد اينجا كليك كنيد! جالب آنكه مدير پيش دبستاني كه برنامه در آن توزيع شده بود پس از پي بردن به اين مشكل دستور داده بود تا برنامه از بچه ها گرفته شده و جمع آوري شود. دليل اين كار را هم به اينگونه توضيح داده بود كه تمامي تلاش ما در اين مكان بر اين است كه املاي صحيح كلمات را به كودكان آموزش دهيم حال آنكه چنين جمله اي بخشي از زحمات ما را زايل خواهد نمود! و اما سخن ما با واحد محترم روابط عمومي: به طور يقين تمامي عزيزان شاغل در اين واحد املاي صحيح كلمه صرفه جويي را دانسته و تصور اينكه اين اشتباه به دليل كمبود اطلاعات است تصوري كاملا نابجا و ناوارد مي باشد. اما گله مندي ما از اين بابت است كه چطور در كل پروسه از طراحي تا چاپ اين برنامه ها با اين جمله كليشه اي و تكراري كسي متوجه اين اشتباه نشده است و يا اگر بخواهيم صريحتر سخن بگوييم آيا حضرات از چاپ اين برنامه آگاهي داشته اند و يا حتي يكبار زحمت مشاهده آن را بر خود هموار نموده اند. سخن كوتاه، چاپ اين برنامه خود تجسم كلمه اسراف بوده و خداوند اسراف كاران را دوست ندارد! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت 0:0 توسط سفیر حقیقت
|
||
|
|
|
|
|
ایمیل ما:
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 9 دی1387ساعت 18:3 توسط سفیر حقیقت
|
|
||
|
|
|
|
|
با عرض درود و ارادت خدمت تمامي همكاران عزيز و ارجمند! در اين مدت كوتاهي كه همراه شما عزيزان بوديم مطالب بسيار زيادي را از شما آموختيم، نظرات و انتقاداتي را از جانب خود و تعدادي از شما كه در اين راه يار و ياور ما بوديد مطرح نموديم و اميد داريم تا روز به روز در اين مسير بالنده تر و محكم تر گام برداريم. از مطلب آخريني كه در وبلاگ نوشته شد استقبال بي نظيري به عمل آمد كه خود نشان دهنده اعتقاد شما عزيزان به اين جايگاه بوده و مايه افتخار گروه تحريريه وبلاگ مي باشد. در طول اين مدت سعي شد تا با رعايت انصاف و اعتدال انتقادهايي به نابرابريها و ناهنجاريهاي سيستماتيك وارد كنيم كه الحمد و المنه تا حدودي موفق بوديم و نه رجز خوانيهاي مستبيديني چون مديريت سابق پشت ما را لرزاند و نه از جلسات زيرزميني اطرافيان ايشان به ما گزندي رسيد. در طول اين راه شاهد فراز و نشيبهاي بسياري نيز بوديم. زماني كه مديريت سابق خشم مي گرفتند احدي حتي جرات نداشت با دوست صميمي خود سخني از وبلاگ بر زبان آورد. و در زمان مديريت منفعل كنوني الحمدلله كه بسياري شجاعت لازم را پيدا نمودند و در مسائل مربوط به شركت دخالت نمودند. متاسفانه علي رغم استقبال بسيار عالي كه در مطلب آخر از وبلاگ گرديد، مسير نظرات به بيراهه رفته و بيم آن مي رود تا خدايي ناكرده اين جايگاه مجازي اسباب فحش پراكني و تهمت زني همكاران معزز به يكديگر باشد. گروهي از دوستان گويا فراموش نمودند كه عهد ما بر چه اساسي بوده و هدف از نگارش انتقادات، اصلاح ريشه اي سيستم و سيستماتيك نمودن تمامي روابط و مناسبات است. نه خطاب قرار دادن يكديگر با القابي چون احمق، ز*ن*ا كار و حرام خور و آخرين شاهكار، انسان بيماري كه قصد هتك حرمت افراد و تقدس اين مكان را دارند به نام افشاگر. براي دستيابي به اين هدف مي توان نظرات را به گونه اي تنظيم نمود كه به محض نگارش به نمايش عمومي در نيايد و پس از تاييد نويسنده وبلاگ به نمايش درآيد. كه متاسفانه رفتار گروهي از عزيزان ما را به نقطه اي رسانيد كه برخلاف ميل باطني به اين امر جامه عمل بپوشانيم و به اميد روزي بنشينيم كه همه ما در قبال قلم خود احساس مسئوليت نماييم. چه بسا كه بتوان نهي مديريت محترم كنوني از زمزمه هاي سايتي به تعبير ايشان را وارد دانست و به اين نتيجه رسيد كه متاسفانه هنوز مجموعه به آن درجه از بلوغ نرسيده تا بتواند محترمانه و بدور از غرض ورزي انتقادات خود را مطرح نمايد. در پايان از جناب آقاي مهندس بابايي كمال تشكر را نموده و اميد است كه همه ما ايشان را در اين زمينه الگوي خويش قرار دهيم! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 9 دی1387ساعت 11:6 توسط سفیر حقیقت
|
|
||
|
|
|
|
|
خداي را سپاس مي گوييم كه افتخار زيارت مديريت عامل نصيب بسياري از همكاران شده و جانهاي شيفته و قلوب آگاه از اين ديدار مردمي و صميمي بهره مند گرديدند. چرا اين جلسه اينقدر به تعويق افتاد و چه پيش نيازهايي براي اين كار لازم بود كه حاصل آمد، هنوز بر ما پوشيده است اما خدا را سپاس كه بالاخره اين مهم روي داد. در اينجا جا دارد تا تشكرات صميمانه خود را از رئيس محترم خدمات اداري به جاي آورده و از خداوند متعال براي ايشان توفيق روزافزون را خواستار باشيم. نكاتي چند در اين جلسه ذكر گرديده است كه اهم آنها مورد بررسي قرار مي گيرد: · مطابق معمول سخن مديريت عامل با تقبيح اين حقيران و ارشاد و امر به معروف ما كه دست از اين عمل نكوهيده خود برداريم آغاز و براي اين مشكل دلايلي نيز ذكر گرديد. خداي را سپاس كه اين خواسته از طرف ايشان به صورت محترمانه مطرح گرديده و لااقل القابي چون علاف، حرف مفت زن، بيكار و ... به ما نسبت داده نشد و يا تهديد و ارعابي در كار نبود بنابراين ما نيز اعلام مي داريم كه بر روي اين پيشنهاد فكر كرده و در صورت اجماع بر توقف و يا تغيير رويه اين كار را انجام خواهيم داد! · نكته ديگر در خصوص لزوم وجود انتقاد در سيستم و اين امر بود كه انتقادهاي خود را به صورت رودررو بيان كنيم. و بيان انتقادات به اين شيوه كه ما در پيش گرفته ايم به مانند ريختن آبروي مومن بوده و حتي از قتل نفس نيز بدتر است. در پاسخ به اين پيشنهاد مديريت محترم ناگزير به بيان اين حقيقت هستيم كه اگر واقع بينانه به اين مسئله بنگريد متوجه مي شويد كه چنين كاري در عمل بسيار بعيد و حتي مي توان گفت كه عملا غير ممكن است به چند دليل: 1. قطعا شما انتظار نداريد كه فرد منتقد انتقاد خود را در راهرو و در جمع پيمانكاران و يا برخي از ضمايم حضرتعالي بيان كند و يا در رستوران و ... از اين بابت كه پيدا كردن وقت ملاقات با شما اين روزها از سخت ترين كارها بوده و به طنز قيمت بليط ديدار با شما در بازار سياه تا چند ميليون تومان نيز مي رسد. زيرا كه يا به قول خود مشغله كاري شما بسيار زياد بوده و يا از همه مهمتر، هستند كساني كه هر روز حداقل دو و يا سه ساعتي را اختصاصا بايستي به همراه شما بوده تا به مشكلات شركت رسيدگي كنند. حال گناه كارمند نگونبخت شركت در اين ميان چيست كه حتي نمي تواند مشكل شخصي اش را با مديريت محترم در ميان بگذارد، الله اعلم! 2. حضرتعالي به اين نكته توجه داشته باشيد كه از زماني كه مشكلات آنقدر در شركت حاد شده اند و يا افراد شركت به آن بلوغ فكري رسيده اند كه انتقاد يكي از ملزومات سيستم شده است متاسفانه رفتار مديريتهاي سابق به گونه اي بوده كه در حافظه تاريخي همكاران گرامي به غير از ترس و واهمه از اين مطلب چيز ديگري وجود ندارد! 3. پيشنهاد مي شود كه دستور فرماييد كليد صندوق انتقادات و پيشنهادات را پيدا نموده و پس از يك گرد گيري حسابي شروع به كار مجدد آن به اطلاع تمامي همكاران گرامي برسد و شما نيز خود را ملزم و موظف به رسيدگي به اين انتقادات بدانيد زيرا كه خرد جمعي در زماني كوتاه خواهد فهميد كه آيا شما براي نظرات آنها اهميتي قائل هستيد يا خير! 4. در انتقاداتي كه مطرح شده اولا كه سعي شده تا هتك حرمتي به شخصي صورت نگيرد و ثانيا آنكه در انتقادات رعايت اعتدال صورت گيرد. در اينجا به جرات اعلام ميداريم كه تمامي انتقادات مطرح شده مستدل و مستند بوده و قابل اثبات مي باشند و حضرتعالي كافي است كه در اين خصوص سوالاتي را از چند تن از افراد ذيربط مطرح فرماييد. اما اين موضوع كه براي آنكه خداي ناكرده خاطر برخي آزرده نشود صورت مسئله به كلي پاك گرديده و اصلا انتقادي مطرح نشود كه علي القاعده منتفي بوده و محلي از اعراب ندارد. به عنوان مثال زماني كه يكي از بازوهاي مديريت محترم عامل دهان به سخنان ركيك باز نموده و انواع اصوات غير عادي را از خويش استخراج مي نمايند نمي توان به اين نظر شما دل خوش نمود و فحشهاي ناموسي ايشان را غزليات نغز حافظ و اصوات مستخرجه از ايشان را به مانند عشق بازي بلبل با گل انگاشت. و يا زماني كه شنيده مي شود سرپرست محترم فعلي ناحيه كرمانشاه آن رفتار غير انساني را با پيرمردي 70 ساله داشته است نمي توان ايشان را در نظر به مانند قهرماني تصور نمود كه تمامي همكاران در حالي كه اشك شوق در ديدگانشان حلقه بسته است به ايشان خيره شده اند. زماني كه اكثريت پرسنل عملياتي حتي از لوازم و تجهيزات حفاظت فردي محرومند نمي توان بر خود به علت داشتن چنين واحد HSE قدرتمندي باليد. زماني كه بالاي 90درصد از ناظران محترم بر سر پروژه ها حضور ندارند و اين مسئله از طرف بازرسي فني كوچكترين انعكاسي ندارد و نتيجه آن بكار گذاشتن لوله آب در شبكه هاي گازرساني روانسر و يا نشتي هاي بيشمار خط دوم كرمانشاه است نمي توان بر ايمن بودن گازرساني به عنوان مهمترين استراتژي شركت ملي گاز دل خوش نمود. زماني كه در طول يك سال تنها يكي دو كلاس مهارت ICDL براي همكاران برگزار مي شود و آزمون يكي از دوره ها نيز برگزار نمي شود نمي توان مجموعه شركت را مجموعه اي فرهيخته و پويا انگاشت! زماني كه پس از چندين سال هنوز از عهده باجگيري كنتوربندها از مردم بينوا برنيامده ايم نمي توان سخن از ايمان و عدالت و انسانيت به ميان آورد. زماني كه تلفنچي امداد در كوران زمستان سخت پارسال گوشي تلفن را به كناري مي نهاد و به دنياي آرزوها سفر مي نمود، آيا سخن گفتن از وجدان كاري و ... به نظر خنده آور نيست؟ · در تمامي جلسات پرسش و پاسخي كه تا كنون مطرح شده يك نكته مشترك وجود دارد و آن ظهور يك چهره هميشه موافق و متساهل و خيرخواه از سرپرست محترم مالي و پشتيباني است كه متاسفانه بايستي به عرض برساند كه اين امر جز نمايش چيز ديگري نبوده و انتظار مي رود تا مديريت محترم مغفول چنين سياه نمايي هايي واقع نشوند. به عنوان مثال در يكي از جلسات مشترك با مديريت سابق قرار بر اين شد تا تمامي پرسنل حداقل رسمي مشابه استان دوست و همسايه كردستان از بانك طرف قرارداد شركت وامي با بهره مناسب دريافت كنند و علي الظاهر با موافقت و حمايت سرپرست محترم مالي پشتيباني همراه شد و كورسوي اميدي در دل بسياري از همكاران ايجاد گرديد. اما نتيجه آن شد كه بايد مي شد و چشم هيچ يك از همكاران بر جمال وام كذايي روشن نشد و در هنگام پيگيري ايشان چنان وانمود مي فرمودند كه گويا تمامي حضار در آن جلسه خوابنما شده اند! · نكته ديگري كه به نظر جالب آمد پاسخ به سوالي بوده كه علت تعلل مديريت محترم در امضاي احكام مربوط به ارتقاي سازماني مي باشد. دليل اين امر از طرف مديريت محترم عدم شناخت ايشان از پرسنل عنوان شده. حال ناخودآگاه اين سوال در ذهن اين حقيران ايجاد مي شود و آن اين است كه مجراي دستيابي شما به شناخت پرسنل چيست؟ ارتباطي از طرف شما با پرسنل كه مشاهده نشده است و از حضور شما بجز چند حضور ناگهاني در قسمت ارباب رجوع مشتركين ناحيه كرمانشاه چيزي گزارش نشده است. بنابراين آيا ناگزير نيستيم به اين نتيجه تلخ برسيم كه تنها اسباب شناخت شما از پرسنل، سخنان معاونين محترم و رئيس محترم امور اداري است؟ اگر چنين است كه مجرايي ديگر را نمي توان متصور بود، ترسم كه به كعبه نرسي اعرابي .... · يك پيشنهاد: از مديريت محترم عامل اگر اين سخن را به مثابه هتك حرمت و ريختن آبروي مومن تلقي نمي فرمايند استدعا داريم تا در فكر ساخت يك سالن سمعي و بصري در شان يكي از شركتهاي تابعه وزارت نفت با گردش مالي به قول حضرتعالي چندين ميلياردي باشند تا حداقل در زمان توديع ها و معارفات، بوي مطبوع پاهايي كه چندين ساعت در كفش بوده اند نوازشگر شامه ميهمانان عالي رتبه حاضر در جلسه نباشد. · و اما سخن شيرين ورزش و .... در اينجا عاجزانه استدعا داريم تا مسئوليت طراحي سالن ورزشي را از برادر بزرگوار جناب آقاي آ باز پس گرفته و اين كار را به مانند بسياري از كارهاي ديگر به شركتي ذيصلاح واگذار نماييد چرا كه بيم آن مي رود كه در طراحي اين سالن تنها شمه اي از هنر طراحي كه در خصوص پله هاي اظطراري مشاهده نموديم پياده نمايند! مثلا چه بسا كه درب وردي سالن ناگهان در پست شهيد قندي بيافتد (تصور كنيد كارمند نگون بخت براي ورود به سالن مجبور شود تا در يكي از صفهاي طويل اداره پست قرار گيرد!) و يا اينكه اصلا دربي براي سالن در نظر گرفته نشود. البته اينها تماما صرفنظر از اتلاف زماني مي باشد كه لازمه كارهاي واحد مهندسي مي باشد. مخلص كلام آنكه در صورت واگذاري اين كار به ايشان قطعا عمر مديريتي شما به مشاهده سالن تكميل شده نخواهد رسيد،حال خواه پند گير و خواه ملال! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 20:43 توسط سفیر حقیقت
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام بدینوسیله گروه تحریریه وبلاگ شرکت گاز استان کرمانشاه به نمایندگی از جمع کثیری از کارکنان این شرکت مراتب تقدیر و تشکر خود را بابت اختصاص کارانه با رعایت اعتدال در تخصیص اعلام داشته و برای تمامی عزیزان توفیق روز افزون از خداوند منان خواستار است. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 7:13 توسط سفیر حقیقت
|
|
||
|
|
|
|
|
راستی امسال به نظر شما شاهد چه اتفاقاتی در فصل سرد سال خواهیم بود؟ آیا بایستی به مانند پارسال به تجربه ۱۵-۲۰ ساله سرپرست محترم بهره برداری اتکا کنیم؟ آیا می توان به روش سرپرست محترم ناحیه کرمانشاه (اعتراف به اینکه مشترک و خانواده اش فلان است و بهمان است) دل بست؟ آیا خطوط شبکه تقویت شده اند؟(یا به عبارتی به غیر از فحاشی رئیس محترم مهندسی و اجرای طرحها هنر دیگری نیز دارند؟) آیا به خط سوراخ سوراخ دوم کرمانشاه امیدی هست؟ آیا به مانند پارسال تنها چند ساعت قطعی گاز آن هم در چند نقطه از استان خواهیم داشت؟ (اشاره به گزارشی که مدیریت سابق به آقای کشکولی در دیداری که از شرکت داشتند دادند و روسای واحدها نیز سر تایید تکان دادند!) آیا فرزندان برومند پروانه ای امداد در کنار اشتغال به امر خطیر تحصیل فرصتی جهت رسیدگی به ایستگاهها به دست آورده اند؟ آیا سرپرست دیپلمه بازرسی فنی(این دیگر از خرق عادات به یاد ماندنی شرکت گاز استان است) فکری به حال کنتورهای خانگی کرده و یا اینکه به مانند پارسال قیمت دستیابی به کنتور نجومی می باشد؟ آیا فکری به حال این موضوع شده که بستگان پروانه ای امداد بابت تعویض رگلاتور از مردم بینوا حق حسابی دریافت نکنند؟ آيا متولي رسيدگي علمي و كارشناسانه به قبوض اشتباه مردم تعيين شده و يا بايستي به كرامات آقاي ش دل بست؟ انشاء الله كه زمستاني در كار نباشد تا چونان مشت محكمي باشد بر دهان ما ياوه گويان زنجيره اي وبلاگ نويس! چراكه در غير اينصورت اميدي وجود نخواهد داشت! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 3:52 توسط سفیر حقیقت
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام
پاسخ به بسیاری از نظرات در قسمت نظرات داده شده است و برخی نیز نیازمند ارسال اطلاعات از جانب شما است! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 0:13 توسط سفیر حقیقت
|
|
||
|
|
|
|
|
درگذشت همكار ارجمند جناب آقاي مهندس همتي را به تمام همكاران تسليت عرض نموده و از خداوند براي ايشان علو درجات و رحمت خداوندي را خواستاريم. روحش شاد يادش گرامي! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 17:2 توسط سفیر حقیقت
|
|
||
|
|
|
|
|
يكي از مسائلي كه در تمامي سازمانها و شركتهاي موفق مي توان آن را به وضوح ديد، پايش و مقايسه مستمر و سيستماتيك پرسنل از نظر كارايي و پياده سازي بازخور مناسب در جهت تشويق و يا تنبيه منطقي افراد مي باشد. اگر چنين كاري صورت نگيرد وضعيت چنان مي شود كه هست و در اين صورت تنها ارائه نمايش و تظاهر جاي خود را به شايسته سالاري داده كليت شركت روندي نزولي را طي خواهد نمود. يكي از فاكتورهايي كه مي تواند به عنوان ابزاري مفيد به مديريت هر سازماني حداقل در شناسايي افراد بي انضباط كمك نمايد كنترل ورود و خروج افراد و مدت زماني كه هر يك در محل كار خود سپري مي نمايند است. اگر در چنين مسئله ابتدايي و پيش پا افتاده اي كه در نگاه نخست شايد داراي اهميت نباشد دقت كنيم درخواهيم يافت كه همين مسئله ساده شايد بتواند عامل دلسردي و يا حتي كاهش بازدهي كاري برخي از افراد ديگر در شركت باشد. از اين رو بدينوسيله از رئيس محترم امور اداري عاجزانه درخواست داريم تا به اين مهم توجه نشان داده و حداقل در پايان هر ماه بررسي بر روي اين جنبه از كار داشته باشند و مديريت محترم عامل را در شناخت بهتر بسياري از مسائل ياري رسانند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 17:1 توسط سفیر حقیقت
|
|
||
|
|
|
|
|
بر هيچ كس پوشيده نيست و هيچ وجدان بيداري اين امر را انكار نمي كند كه وضعيت كلي شركت چه از لحاظ وضعيت نيروي انساني و چه از لحاظ موقعيتي كه شركت در ميان شركتهاي ديگر دارد در طي دو سال گذشته افول شديدي داشته است. و اين امر تنها مي تواند حاصل برخي از خودسريهاي مديريتي باشد. گماردن يك فرد بدون تجربه كافي و وافي در سمتي بسيار كليدي و با اهميت كه پس از مديريت عامل در درجه دوم اهميت مي باشد يعني معاونت بهره برداري و تاكيد و اصرار بر اشتباه انجام گرفته نمي تواند حاصلي بهتر از اين بهمراه داشته باشد. البته نمي توان تمامي كاستي ها را به حساب اين انتخاب اشتباه گذارد اما بي شك اين مسئله يكي از عوامل بسيار با اهميت در رسيدن به اين نقطه است. نكته ضعيف دومي كه مي توان از آن نام برد جانبداري يكطرفه و بدون انصاف از سرپرست محترم بهره برداري در مشكلات و تنشهاي پيش آمده ميان ايشان و پرسنل با تجربه استان مي باشد. در اين زمان به جاي آنكه تصميم بر حل مشكل باشد سياست حذف صورت مسئله در پيش گرفته شد و پس از اين كار جشن و پايكوبي برگزار مي شد كه فرضا چون آقاي پ در مقابل ما سر تعظيم فرود نياورد بايستي گوشه نشين و يا حتي حذف شود. باور بفرماييد اين قبيل كارها شايد در زمان حكومت خانها بر نواحي كوچكي از هر منطقه جوابگو بوده باشد و نه در شان سيتم اداري قرن بيست و يكم است و نه نتيجه اي را در بر دارد. با اين چنين كارها دو پيامد منفي براي شركت به بار مي آيد: 1- سيستم از يك نيروي با تجربه كه وجودش علي الخصوص در شرايط بحراني براي هر سيستمي مي تواند يك نعمت محسوب شود محروم مي شود. 2- تضعيف انگيزه كاركنان. و نتيجتا دلسردي و تزريق اين رخوت به پيكره سيستم. شايد اگر از حضور اين نيروها كه در گذر زمان بهرحال در شركت جا افتاده و تجربه كافي را كسب كرده بودند حمايت مي شد مي توانستيم به حضور آقاي گ در شركت به اين صورت بنگريم كه با وجود تجربه اندك ايشان، مي شود به امر تربيت مدير (هرچند از مجرايي غير قانوني و ناعادلانه) براي آينده شركت پرداخته و با اين اميد به اين وضعيت بنگريم كه در آينده از ايشان مي توان به عنوان مديري باتجربه كافي حتي در مدارج بالاتر در استان بهره گرفت. متاسفانه با گذشت تقريبا دو ماه از تعويض مديريت، همچنان نقاط ضعف شركت بر سر جاي خويش بوده و تغييري در وضعيت مشاهده نمي شود. هنگامي كه از يك منظر به اين قضيه بنگريم شايد بتوان از ديد خوش بينانه به قضيه اينطور نگاه كرد كه مديريت كنوني در حال شناسايي پتانسيلها و محك زدن مديران كنوني مي باشند. اگر چنين باشد باز مقصود ما حاصل مي گردد چرا كه تشخيص اين نقاط ضعف كاري دشوار نمي باشد. اما مگر اين محك زدن چقدر بايد به طول بيانجامد و عمر مديريت ايشان چقدر است (برخي گفتند 10-12 سال هستند و در كمتر از دو سال رخت بر بستند) كه بتوان زايل شدن زمانهايي چنين با اهميت را ناديده گرفت. به نظر اين حقيران، اكنون ديگر زمان آن رسيده تا در خصوص وضعيت نابسامان معاونت بهره برداري و مسئول ناحيه كرمانشاه تصميم قطعي اتخاذ شود و پس از آن به ترميم (و نه تعويض) مديريتهاي رده پايينتر كه به صورت مستقيم داراي تاثير بر كارايي مهمترين ركن شركت يعني نيروي انساني هستند پرداخت. در كنار يك معاونت بهره برداري قوي و به همان اندازه از اهميت، شركت به يك حوزه مالي و پشتيباني خردمند و با رويكردي منطقي، امور اداري قوي، آموزش پويا و... نيازمند مي باشد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 17:0 توسط سفیر حقیقت
|
|
||
|
|
|
|
|
يك عدد برد شيك با مساحت بالا و موقعيت استثنايي (در طبقه سوم) –دوبر- سر نبش كه دست يك فوق ليسانس بوده كه چند سال پيش تنها، تاكيد مي كنيم تنها، يكبار درب آن باز شده است با تمامي امكانات به علت تغيير شغل به فروش مي رسد. متقاضيان مي توانند ارقام پيشنهادي خود را براي ما ميل زده و يا به صورت نظر براي ما ارسال نمايند. پي نوشت: راستي يه بابايي توي اين تابلو گير افتاده و به علت مشكلات و مصائب عديده قصد خودكشي اون هم به روشي كاملا خلاقانه و مبتكرانه دارد. سالهاست اين طفلك آب به پاي درختي مي ريزد كه رشد او برابر با مرگ خودش است اما مثل اينكه اين درخت داراي رشد اندكي بوده و اين فرد را از محنت اين دنيا خلاص نمي كند. بنابراين از تمامي فعالين حقوق بشر تقاضا مي شود كه براي نجات اين فرد از چنگال بي رحمي كه در آن به اسارت گرفته شده پاي در ميان بگذارند و اين انسان را از اين زندان(برد) رها نمايند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 16:58 توسط سفیر حقیقت
|
|
||